۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

غده های سرطانی در پیکره نظام-دشمن شناسی-2

غده های سرطانی در پیکره نظام
دشمن شناسی-2

نفاق جریانی است بسیار کهن، به قدمت جریان حق و باطل. گرچه نفاق را می توان یکی از جریانات منشعب و تغذیه کننده از باطل دانست اما ویژگی های خاص آن و تبعات حضور و ضربه های کارایی که بر پیکره هر جامعه ای(اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی) وارد می کند باعث می شود بتوانیم ان را یکی از اصلی ترین شریانهای منشعب شده از قلب تاریکی و باطل در نظر بگیریم.
یافتن مصادیق آن در طول تاریخ کار مشکلی نیست اما مصداق عینی در نظامی اسلامی و در ساختار و شالوده حکومت دینی، حکومتی که پس از پیامبر و در زمان حضرت علی شکلی تازه یافت را می توان با وضوح بیشتری بررسی کرد. از نگاهی می توان گفت جریان نفاق در اسلام از مسلمانی خاندان سفیان آغاز شد و در زمان علی(ع)، پسران او (خاندان معاویه) داعیه داران و تجسمی عینی از این جریان منحوس شدند. در واقع نفاق آنگاه شکل گرفت که کفر خود را در محاصره حقیقت و در معرض نابودی دید و فریبکارانه پذیرفت تا لباس حق بر تن کند و در واقع با نیرنگی کثیف خود را در پناه حق جای داد تا از آسیب حفظ شود و جان بیمقدارش باقی بماند. آنان به شکل غده ای سرطانی در جامعه اسلامی رشد کردند و اگر قاسطین، مارقین و ناکثین را سه دسته از دشمنان نظام اسلامی به رهبری حضرت علی(ع) بدانیم، می بینیم که بیشترین ضربه ها از طرف معاویون بر این پیکره وارد شد و بعدها نیز در طول دوران امامت سایر امامان نیز حضور منافقانه خلفای به اصطلاح اسلامی که خود را به ناحق امیرالمومنین نیز می نامیدند یکی از اصلی ترین موانع برای ایجاد یک حکومت سالم اسلامی به رهبری امامان شد.
اگر نظام اسلامی را همچون پیکری تصور کنیم، آفتها، بیماریها و حملات مختلف درونی و بیرونی آن را تهدید می کند. انواع میکروبها و ویروسها و اشکال مختلفی از بیماریها ممکن است به بخشهای مختلف آسیب وارد نماید اما اگر بخواهیم در تصویر پیکره زنده، مشابهی قابل انطباق برای جریان نفاق بیابیم می توان گفت بیماری سرطان یک نمونه کامل است. بررسی ویژگی های سرطان و سلولهای سرطانی به ما نشان می دهد که چگونه در ان مصداق عینی تاریخی عمروعاصها و یزیدیان سرطان وار در جامعه ریشه دواندند و در مقاطعی پیکره را تا سرحد مرگ بردند.
سرطان بیماری درونی است که گاهی عوامل بیرونی نیز باعث بروز یا تشدید ان می شوند. فرآیند عمومی ان به این شکل است که سلولهای خود بدن در اثر عوامل معلوم(اشعه ها، برخی ویروسها و باکتریها) یا عوامل ناشناخته به شکل بنیادین (تغیید در ژنها) دچار تغییرات اساسی می شود و ویژگی هایی پیدا می کند که با سلولهای سالم و طبیعی بسیار متفاوت است. تکثیر گسترده، از دست دادن توانمندیهای مفید و تخصصی، استفاده از منابع بدن برای تکثیر و رشد، پنهان شدن از دید دستگاه ایمنی و رشد پنهان برخی از ویزگی های سلول سرطانی شده است.در برخی انواع سرطانها، سلولهای سرطانی خود را سلولهایی سالم و حتی اصلاحگر نشان میدهند و با همین شیوه دستگاه ایمنی بدن را فریب می دهند.[1] می توان گفت از دیدگاهی، منافقین نیز سلولهای سرطانی جامعه اند که کم و بیش دارای همین ویژگی ها هستند. به طور مثال آنان درون خود جامعه هستند و یکی از اعضا محسوب می شوند. در ظاهر هم رنگ جماعتند و در جامعه حضور دارند. به دلایل معلوم یا پنهان، دیدگاه، ایدئولوژی و عقاید و روش عملکردشان با جریان سالم پیکره نظام همخوانی ندارد اما طرح آشکار این مخالفت و تناقض نیز مانع ادامه حیاتشان خواهد شد. به هر حال آنان از بنیان دارای تفاوت و تعارض هستند همانطور که در مثال سرطان به ژنها اشاره شد در موضوع منافقان در جامعه اسلامی در زمان ائمه نیز می توان به تضادهای بنیادین عقیدتی معاویون اشاره کرد.
به جز ویژگی های عمومی یکی از ویژگی های خاص سلولهای سرطانی که مجموع آنها تبدیل به یک غده سرطانی می شود تغذیه و در واقع سواستفاده از منابع و امکانات بدن است. در واقع همین سواستفاده خود باعث شدیدترین آسیبها به بدن و در نهایت مرگ آن می شود. در ادامه به بررسی انواع روشهای منافقین در زمان ائمه می پردازیم که خود نشان دهنده میزان خطر غده های سرطانی نفاق در جامعه خواهد بود.

سرطان نفاق، عوارض وآسیبها
همانطور که سلولهای سرطانی در هر جایی یافت می شوند یا به هر نقطه از بدن اعم از مغز، خون و سایر دستگاهها و اعضا حمله می کنند و از منابع و امکانات حیاتی آن بهره برداری می کنند، منافقان جامعه نیز از انواع حوزه ها برای بقا و گسترش خود سود می جویند. در ادامه اشاره وار به برخی از روشهای آنان می پردازیم:


دین، ابزاری کهن
استفاده از دین و اعتقادات و توسل به مقدسات مردم همواره در طول تاریخ یکی از اصلی ترین و کثیف ترین حربه های زمامداران منافق برای تسلط بر جوامع دینی بوده است. داستان تصرف مصر توسط ناپلئون که خود را احیاکننده ارزشهای دینی اسلام معرفی کرده بود و یا ابلاغیه رضاخان که آمران به معروف و ناهیان از منکر را بر اساس موازین اسلامی! مفسد فی الارض خوانده بود در طول تاریخ مکرر تکرار شده است و می توان گفت هیچ جامعه مبتنی بر اندیشه های دینی از این آسیب و سواستفاده در امان نیست. در زمان حکومت اسلامی علی(ع) قرآن بر نیزه کردن عمروعاص نیز مصداقی عینی از این فرمول ثابت همه منافقان است. در قرآن نیز به موضوع سوگند دروغ خوردن آنان بسیار اشاره شده و به عنون یکی از نشانه های نفاق ذکر شده است.
علاوه بر این روش دیگر سواستفاده از دین و عقاید دینی، معرفی خود به عنوان نماینده دین و مجری اوامر خداوند است. همانطور که تمامی سردمداران کفر پس از پوشیدن لباس نفاق خود و رساندن خود به مسند قدرت خود را امیرالمومنین می خواندند و امام جماعت نمازها می شدند و بسیاری از فجایع را به نام اسلام و حکومت اسلامی به انجام رساندند. همانطور که امروز القاعده و طالبان نیز از همین روش برای تایید اقدامات جنایتکارانه خود استفاده می کنند.
تخریب، تحریف، حذف و ایزوله نمودن مصادیق عینی و حضورهای زنده حق در جامعه یکی دیگر از روشهای معاویون بوده که آن هم با سواستفاده از دین صورت می گرفته. آلوده کردن قصد متعالی حسین (ع) به قدرت طلبی و دستیابی به حکومت نمونه ای از این روشها بوده است.
در واقع به قول یکی از تحلیل گران که در یکی از رسانه ها به این موضوع پرداخته بود:« تا زمانی که دین ابزاری شود در دست افراد بر گرفتن تائید و صلاحیت و دین را همچون ائین نامه های درونی خود تصویب کنند و به دیگران تحمیل کنند ، نتیجه دین تائیدگر و مصلحت اندیش بیش از این نیست و نخواهد بود که دین به صورت ابزاری برای توجیه قدرت و رفتار قدرتمندان تنزل می کند. این در حالی است که این تفکر جبهه مقابل حکومت دینی است در حکومت دینی دین راهنمای دولت است و در دین دولتی ، دین به صورت ابزاری بی مقدار برای تثبیت قدرت حاکمان خواهد شد ....در دین مردمی و پویا و به قول شریعتی دین توحیدی هیچ کس حق دخالت در دین را ندارد و حق ندارد یک قرائت (گاها غلط) را از دین به جامعه تحمیل کند . خداوند در انتخاب دین اجباری قائل نشده .در هیچ کجا نگفته اگر مسلمان نشدند یا برداشت متفاوتی از شما داشتند ان ها را اعدام کنید یا زندانی کنید و یا از حقوق اولیه انسانی محرومشان کنید .اگر بر اساس مبانی دینی و فقهی هم به خواهیم به این منظر نگاهی داشته باشیم خواهیم دید تحمیل یک قرائت و تفسیر از دین در جامعه بر خلاف نص صریح قران و کلام خداوند است .»
به اسم حاکم و حکومت، به کام .....
از آنجا که رهبر و حاکمیت هر حکومت اسلامی دارای مرجعیتی بالا برای کلیه آحاد جامعه است، کم نبوده و نیست سواستفاده هایی که از این حوزه صورت گرفته و می گیرد. در واقع می توان گفت ریشه انواع جعل حدیث و نقل قولهای ساختگی یا تحریف شده از بزرگان هر زمان یکی از نمونه های عملی چنین سواستفاده هایی محسوب می شود. بسیاری از اقدامات غیراسلامی و حتی غیرانسانی دیروز و امروز به حاکمیت نسبت داده می شود تا در صورت اشتباه بودن همه چیز به پای او نوشته شود و در صورت عدم مواخذه عوامل، ادعای عمل به دستورات حاکم اسلامی برجای خود باقی باشد. این نوع سواستفاده معمولا زمانی رخ می دهد که جریان نفاق، جریان حاکم بر جامعه نیست و ضرورت دارد برای توجیه اقدامات خود به عناصری چون راس حکومت و یا منافع حکومت متوسل شود و انها را ظاهرا همسو و همراستا نشان دهد. در این شیوه از آنجا که برای هر عمل متعارض و متناقضی نیازمند مهر تایید است سعی می کند از توصیه ها، عقاید و دیدگاههای حاکم به نفع و در جهت منافع خود استفاده نماید. ترفند خلفای عباسی برای ولیعهد نمودن هشتمین امام به نوعی از چنین تاکتیکی استفاده کرد.

مافیای رسانه ای
چه آن زمان که رسانه ها در واقع گوشهای مردم کوچه بازار و جارچیان شهر بودند و چه امروز که تکنولوژی و تمدن انواع متنوعی از رسانه را در اختیار گذاشته است، بازار سواستفاده از این ابزار که راهی مستقیم به اذهان و افکار عمومی دارد همواره پررونق بوده است. از آنجا که بسیار به این مقوله پرداخته شده تنها به ذکر مصداقی در زمان حکومت علی (ع) بسنده می کنیم اما همین مصداق خود نشاندهنده میزان قدرت، تاثیرگذاری و تخریب و تقلیب حقیقت توسط این ابزار است. سوال تلخ مردم ان هنگام که خبر شهادت علی را در محراب شنیدند پرسیدند که مگر علی نماز می خواند؟ و کسی نبود که بگوید کجایی ای غافل که علی تجسم نماز و قرآن ناطق بود.

به بهانه منافع ملی
بهانه حفظ امنیت و اقدام برای منافع ملی یکی دیگر از روشها و فرمولهای نسبتا ثابت مورد استفاده توسط جریانهای ریاکار در جامعه بوده است. بسیاری از لشگرکشی ها و کشورگشایی های که به نام حفظ امنیت مردم صورت گرفته تنها بهانه هایی بوده برای رسیدن به مقاصد قدرت طلبانه . از آنجا که حفظ منافع ملی برای تک تک افراد جامعه وظیفه ای عمومی و آرمانی است به طور معمول هر گاه که اقدامی نیازمند همراهی و همسویی یا حداقل عدم مخالفت تصمیم گیرندگان یا آحاد مردم بوده است، شعار برای حفظ منافع ملی و برای صیانت از امنیت ملی پر رنگ شده است.

قانون، شمشیری در دست زنگی مست
یکی دیگر از راهکارها یا بهتر بگوییم راههای فرار عواملی که در واقع اقداماتی علیه منافع ملت یا اسلام انجام می دهند سواستفاده از قوانین حاکمه است. تغییر قانون به منظور قانونی کردن اقدامات و مصونیت بخشیدن به ضربات و حملات و آسیبها نیز روش دیگر برای سواستفاده از قانون محسوب می شود. در زمان بعد از حکومت علی (ع)، تغییر قانون و تبدیل کردن زکات به مالیات و خراج یا دریافت هدیه به عنوان رشوه و پر کردن خزانه ها و ثروت اندوزی از بیت المال تنها با تغییر قوانین یا سواستفاده از آنها ممکن شد.


افکار عمومی و ماران ضحاک
سواستفاده از ترسها، نیازها و ناآگاهی و سایر نقاط ضعف افکار عمومی نیز روشی دیگر برای پیش بردن اهداف و قصدها بوده است. تئوری ارعاب و شعار «وحشت بینداز و حکومت کن» طرح جدیدی نیست. کشتار و قتل عام شیعیان در طول تاریخ اسلام در دورانهای مختلف جریان داشته و ایجاد ترس در جامعه و قدرت نمایی به اشکال مختلف به منظور سرکوب حرکتها و جریانهای پویا به طور معمول به کار گرفته می شده. بسیاری از خلفای عباسی نیز از این روش برای تحت حاکمیت گرفتن مردم و کنترل انها استفاده نمودند.

پیامدها و خرابی ها
دین گریزی، سلب اعتماد،تخریب وجه رهبری و حاکمیت اسلامی، تحریف و مخدوش نمودن حقایق دینی، آسیب پذیر کردن پیکره نظام در برابر حملات بیرونی تنها برخی از خرابی ها و پیامدهای حضور فعالانه جریان نفاق در جامعه است. نفاق غده ای سرطانی است نیازمند جراحی، شیمی درمانی، قطع رگهای حیاتی غده، ایزوله سازی و خلاصه راههای متعدد اما کم آسیبی که با کمترین عوارض منجر به حذف این غده از پیکره شود و البته اسکن و معاینه مداوم پیکره نیز برای تشخیص به هنگام و پیشگیری از حضور و رشد مجدد سلولهای سرطانی مقوله ای اجتناب ناپذیر است.

س. یوسفی (محقق و پژوهشگر)

[1] و چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید، گویند تنها ما اصلاح گرانیم.-بقره-11

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر