۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

دولت نهم؛ دولت وحشت

دولت نهم؛ دولت وحشت
ن.میری (کارشناس و از اعضای کانون تحلیل سیاسی)

امروز در کوران تبلیغاتهای انتخاباتی و طوفان وعده ها و ادعاها، محمود احمدی تژاد که حامیانش او را «محمود مردمی نژاد!» می خوانند سخن و وعده ای درباره حقوق شهروندی ندارد. او مانند دوره قبل از جوانان نمی گوید و هیچ برنامه ای درباره باز شدن فضای فرهنگی و آزادیهای عقیده و بیان نمی دهد. گویی مردمی که احمدی نژاد برخواسته از آنان است تنها محتاجان سیب زمینی و انرژی هسته ای اند. البته باید به او حق داد. دمهای خروسی چون گشت ارشاد، آمار بالای زندانیان دانشجو، حضور زندانیان سیاسی و حتی عقیدتی در اوین و پروژه های متعدد سرکوب و تخریب جنبش های مردمی جایی برای قسمهای حضرت عباس نگذاشته اند. نگاهی می اندازیم از منظر رفتار این دولت با پدیده های فرهنگی و اجتماعی ایران طی چند سال گذشته و تحلیل این رفتار که مسلما در صورت حضور مجدد این دولت شاهد تشدید آن خواهیم بود.

آنکه می ترسد ، می ترساند
با گذشت زمان ، دنیا کوچکتر و رابطه ها نزدیک تر می‌شود ؛ از این رو نظارت بر امور عمومی و پرسشگری از قدرت نیز بیشتر می شود . دولت ها برای بقای خود بیش از پیش نیازمند به اقناع افکار عمومی و گروههای مختلف اجتماعی نسبت به عملکرد و سیاست های خود هستند، از این رو با استفاده از رسانه های جمعی متوسل به اقدامات تبلیغی و در مواردی بروز واکنش های دفاعی ناهنجار می شوند.
واکنش های دفاعی انواع مختلفی دارد؛ برخی موارد رایج آن در سیاست شامل سرکوبی ، دلیل تراشی و فرافکنی هستند . برخی از این روش ها در بسیاری مواقع می توانند در کنار یکدیگر و به صورت مکمل به کار گرفته شوند . ساختارهای سیاسی غیر متکی به فرآیندهای قانونی و مردم سالار ، در اکثر مواقع ، ابتدا دلیل تراشی می کنند، در مراحل بحرانی تر ، فرافکنی و سپس دشمن تراشی می کنند و در نهایت هم حربه سرکوب را انتخاب می کنند.
فرا فکنی که نسبت دادن ناآگاهی ها و آرزوهای ناپسند و عیب های خود به دیگران است ، اگر چه یکی از شیوه های رایج در ساز و کار دفاعی سیاسی در همه جوامع است، اما در کشورهای توسعه نیافته تر استفاده از این ساز و کار بیشتر مشاهده می شود. مقدمه فرافکنی ، معمولا استعمال دروغ است . به این معنا که ابتدا با دروغ می کوشند. واقعیت ناخوشایند را انکار کنند یا بر عکس ، امر خوشایندی را به دروغ جعل کنند. این شیوه در مراحل اولیه کارساز است . مثلا در ارتباط با جمعیت ها و گروههای فرهنگی ، معنوی و بعضا گروههای مردمی و N.G.O ها که مانند همه کشورهای دنیا در کشور ما هم روند رشد و افزایش را می پیماید بدون در نظر گرفتن اشکال ، ویزگی ها . نحوه سازماندهی و بی توجه به کارکردها و محصولات این مجموعه ها ، می توان به راحتی اطلاعات مربوط به انها را جعل کرد ، آمار دروغ و خلاف واقع ارائه کرد و محصولات آنها و نتایج و دستاوردها و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی انها را نادیده گرفت و انها را به دروغ مجموعه هایی مخوف ؛ ترسناک ، مخل امنیت و مصالح مردم و جامعه معرفی کرد و با ساخت و ساز امری خیلبی و موهوم امکان و توجیه لازم برای برخورد با /انها را فراهم کرد . استفاده شایع از برچسب فرقه که اخیرا در برخورد با انواع جریان های فرهنگی ، معنوب و حتی بعضا مذهبی و سیاسی در ایران به گوش می رسد نمونه خوبی از نحوه کارکردها و استفاده از چنین روشی است ، فرقه روشنفکران ، فرقه دانشجویان ، فرقه دراویش ، فرقه کدیور ، فرقه سروش ، فرقه دمکرات ، فرقه رام الله و ...
اما نکته ای که اغلب از سوی چنین کنش گرانی نادیده انگاشته می شود این است که سازه هایی دینی و اموری عقلی و علمی چون مبحث فرقه و فرقه گرایی که در مثال بالا مورد استفاده قرار دادیم و به طور کلی اتهامات و برچسب هاب اعتقادی که باب برچسب زنی های ان به علت ..... این روزها به وضوح باز شده است . امری خیالی و موهوم نیست که بتوان برای همیشه آن را انکار کنند یا بر عکس ، آن را به دروغ جعل کنند یا دیگر گون جلوه دهند . این شیوه که از روش های اصیل امنیتی است اغلب در مراحل اولیه کارساز است، بالا خره مردم هر روز و هر لحظه با مسائل عقیدتی و اعتقادی سر و کار دارند، بنابراین هنگامی که انکار اثر خود را از دست داد ، باید راه توجیه را پیش گرفت ، به قول معروف « رطب و یا بس » را به هم بافتن برای توجیه ضعف ها ، شکست ها ، و ناکامی ها شروع می گردد.
اما روشن است که کارایی این شیوه نیز محدود است ، اینجاست که شیوه عامه پسند تری مثل فرافکنی انتخاب می شود و عمل می کند ، دیگران ، رقیب ها دشمنان ، گروه های موهوم ، وجود توطئه گران ، خارجی ها و ... انتخاب های مناسبی هستند تا همه اتهامات ناقض و متناقض باهم جمع شوند و بر سر آنها آوار شود
در این میان دولت ها یا حکومت های فرافکن می کوشند که تئوری توطئه را تقویت کرده و رواج دهند ، اندیشه های کلیشه ای را در مورد دیگران جا بیندازد، فرافکن ها به دلیل موقتی بودن آثار شیوه فرافکنی، به ناچار در پشت زور اسلحه سنگر می گیرد، و به ایتبداد و سرکوب و ارعاب و وحشت دست می زنند.مشکل فرافکن در این است که ابتدا صرفا برای گمراه کردن مردم و افکار عمومی این شیوه را به کار می برد، اما کم کم خود و طرفدارانش نیز به این اتهامات معتقد می شوند و آن را درست می انگارند و همین امر موجب گیر افتادن خودشان در تارهایی می شود که برای به دام انداختن دیگران تنیده بودند.
فرافکنی یا ناشی از ترس است یا شیادی و کلاهبرداری یا ناشی از هر دو . کسی که می ترسد و اعتماد به نفس ندارد ، قدرت مواجهه با واقعیت و پذیرش ان را ندارد، نمی تواند ببیند که در خطر است ، نمی تواند بپذیرد که خودش گور خودش را کنده ، پس به ناچار از روی ترس فرافکنی می کند. « زنو فوبیا» که بیگانه هراسی است نیز مصداقی از رفتار ناشی از ترس است که اغلب متوجه دیگران ،" بیگانه و دشمن " می شود . در فرهنگ فرافکن "بیگانه" و "دشمن " همان گروه غیر خودی هستند، که فرافکن سعی می کند با محور قرار دادن خود و گروه طرفدارش ، آنان را در ترسی دایمی از غیر خود متحد نگه دارد تا قوام و قدرت خود را شکل دهد ، اینجاست که اغلب تفکرات بسته و فرقه های اندیشه ای شکل می گیرد و فرافکن دچار محدودهای بسته با نظام دیدگاهی خاص می شود که در آن به ترويج ایدئولوژی خود می پردازد، خود را برتر یا برترین معرفی می کند و منحصر به فرد قلمداد می کند و مشکلات و ضعف های خود را متوجه دیگران می نماید . فرافکن می کوشد که میان خود و غیر خود ، تفاوت ها و تمایزاتی را به نفع گروه خویش و علیه دیگری ایجاد کند، و رابطه گروه خود و دیگری را بر اساس نفرت و ترس شکل دهد چرا که قوام و قدرت خود را در تبری از دیگران بزرگ انگاری خود و حذف دیگران و دیگر اندیشه ها و افکار می داند. در این حالت نفرت و ترس از گروه های نزدیک تر به خود بیشتر است تا گروه های دورتر . چرا که آنها خطرناک تر و خطرساز تر اند و امکان جذب گردآمده ها به هسته های دیگر بیشتر است تا هسته های تفکری که از نظر مبانی پایه ای و اساسی تفاوت های فاحشی با نظام پایه ای و مبنای اولیه شکل گیری داشته باشد.
علاوه بر این باید توجه داشت که فرافکنی به واسطه شیادی و کلاهبرداری هم رخ می دهد فرافکن این بار نه از روی ترس ، بلکه کاملا آگاهانه می کوشد که دیگران را گناهکار و مقصر جلوه دهد، آنچه شایسته خودش و صادق در خودش هست را به دیگران منصوب کند، تا بلکه در این میان مفری برای خود بیابد. ترجیح این فرافکنی بر قبلی در این است که فرافکن به دروغ بودن کار خودش واقف است و اگر دیگران را فریب می دهد ، در ابتدا خود را فریب نمی دهد ، اما مشکل این نوع فرافکنی هم در این است که به مرور زمان فرافکن ها هم دروغ های خود را باور می کنند . در این میان بدترین و خطر به ناک ترین نوع فرافکنی از آن آدم های ترسو و شیاد است، که هیچ حد و حدودی را برای اقدامات آنان در این راه نمی توان متصور بود.
فرافکن ترسو می کوشد که ترس خود را زیر پوششی از شجاعت و اعتماد به نفس پنهان کند، اگر کسی شجاع باشد فرافکنی نمی کند و اگر هم چنین کرد ، با شهامت همه موارد را صریح و شفاف بیان می کند، اما کسانی که هر روز از گروه های توطئه گر نام می برند، به این و آن برچسب های نامربوط و ناروا می زنند بی دلیل و مدرک دبگران متهم ومجرم می خوانند ، و... ، کاری جز پوشاندن ترسشان در زیر زورق شجاعت انجام نمی دهند. ترسو ترین ها ها هستند که اتهامات مهم ( مانند آنچه در محاکم قضایی ایران و در جو سازی های تبلیغاتی علیه گروه یا مجموعه ای خاص مطرح می شود) را به صورت گنگ و غیر متعین علیه دیگران بیان می کنند .
فرافکنی وقتی که هزینه چندانی نداشته باشد، به امری رایج تبدیل شده و بنیان اصلاح گری را در فرد و جامعه از میان بر می دارد . در سطح اجتماعی ، یکی از موثرترین راه های افزایش فرافکنی رسانه ها هستند. در غیاب رسانه های آزاد ، فرافکنی چنان رایج و شیرین خواهد شد که هیچ صاحب قدرتی حاضر به صرفنظر کردن از استعمال آن نخواهد بود و این چنین آنچه شایسته خود و حلقه خودی هاست به دیگران و غیرخودی ها منصوب خواهد شد و اگر افکار عمومی در این باب آگاه نباشند چیزی نخواهد گذشت که شاهد . رواج شیوه های توجیه گری ، فرافکنی و در نهاست سرکوب هر کس به غیر از خود فرافکن ها و حذف هر غیر خودی خواهیم بود ....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر