۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

دولت نهم؛ دولت وحشت

دولت نهم؛ دولت وحشت
ن.میری (کارشناس و از اعضای کانون تحلیل سیاسی)

امروز در کوران تبلیغاتهای انتخاباتی و طوفان وعده ها و ادعاها، محمود احمدی تژاد که حامیانش او را «محمود مردمی نژاد!» می خوانند سخن و وعده ای درباره حقوق شهروندی ندارد. او مانند دوره قبل از جوانان نمی گوید و هیچ برنامه ای درباره باز شدن فضای فرهنگی و آزادیهای عقیده و بیان نمی دهد. گویی مردمی که احمدی نژاد برخواسته از آنان است تنها محتاجان سیب زمینی و انرژی هسته ای اند. البته باید به او حق داد. دمهای خروسی چون گشت ارشاد، آمار بالای زندانیان دانشجو، حضور زندانیان سیاسی و حتی عقیدتی در اوین و پروژه های متعدد سرکوب و تخریب جنبش های مردمی جایی برای قسمهای حضرت عباس نگذاشته اند. نگاهی می اندازیم از منظر رفتار این دولت با پدیده های فرهنگی و اجتماعی ایران طی چند سال گذشته و تحلیل این رفتار که مسلما در صورت حضور مجدد این دولت شاهد تشدید آن خواهیم بود.

آنکه می ترسد ، می ترساند
با گذشت زمان ، دنیا کوچکتر و رابطه ها نزدیک تر می‌شود ؛ از این رو نظارت بر امور عمومی و پرسشگری از قدرت نیز بیشتر می شود . دولت ها برای بقای خود بیش از پیش نیازمند به اقناع افکار عمومی و گروههای مختلف اجتماعی نسبت به عملکرد و سیاست های خود هستند، از این رو با استفاده از رسانه های جمعی متوسل به اقدامات تبلیغی و در مواردی بروز واکنش های دفاعی ناهنجار می شوند.
واکنش های دفاعی انواع مختلفی دارد؛ برخی موارد رایج آن در سیاست شامل سرکوبی ، دلیل تراشی و فرافکنی هستند . برخی از این روش ها در بسیاری مواقع می توانند در کنار یکدیگر و به صورت مکمل به کار گرفته شوند . ساختارهای سیاسی غیر متکی به فرآیندهای قانونی و مردم سالار ، در اکثر مواقع ، ابتدا دلیل تراشی می کنند، در مراحل بحرانی تر ، فرافکنی و سپس دشمن تراشی می کنند و در نهایت هم حربه سرکوب را انتخاب می کنند.
فرا فکنی که نسبت دادن ناآگاهی ها و آرزوهای ناپسند و عیب های خود به دیگران است ، اگر چه یکی از شیوه های رایج در ساز و کار دفاعی سیاسی در همه جوامع است، اما در کشورهای توسعه نیافته تر استفاده از این ساز و کار بیشتر مشاهده می شود. مقدمه فرافکنی ، معمولا استعمال دروغ است . به این معنا که ابتدا با دروغ می کوشند. واقعیت ناخوشایند را انکار کنند یا بر عکس ، امر خوشایندی را به دروغ جعل کنند. این شیوه در مراحل اولیه کارساز است . مثلا در ارتباط با جمعیت ها و گروههای فرهنگی ، معنوی و بعضا گروههای مردمی و N.G.O ها که مانند همه کشورهای دنیا در کشور ما هم روند رشد و افزایش را می پیماید بدون در نظر گرفتن اشکال ، ویزگی ها . نحوه سازماندهی و بی توجه به کارکردها و محصولات این مجموعه ها ، می توان به راحتی اطلاعات مربوط به انها را جعل کرد ، آمار دروغ و خلاف واقع ارائه کرد و محصولات آنها و نتایج و دستاوردها و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی انها را نادیده گرفت و انها را به دروغ مجموعه هایی مخوف ؛ ترسناک ، مخل امنیت و مصالح مردم و جامعه معرفی کرد و با ساخت و ساز امری خیلبی و موهوم امکان و توجیه لازم برای برخورد با /انها را فراهم کرد . استفاده شایع از برچسب فرقه که اخیرا در برخورد با انواع جریان های فرهنگی ، معنوب و حتی بعضا مذهبی و سیاسی در ایران به گوش می رسد نمونه خوبی از نحوه کارکردها و استفاده از چنین روشی است ، فرقه روشنفکران ، فرقه دانشجویان ، فرقه دراویش ، فرقه کدیور ، فرقه سروش ، فرقه دمکرات ، فرقه رام الله و ...
اما نکته ای که اغلب از سوی چنین کنش گرانی نادیده انگاشته می شود این است که سازه هایی دینی و اموری عقلی و علمی چون مبحث فرقه و فرقه گرایی که در مثال بالا مورد استفاده قرار دادیم و به طور کلی اتهامات و برچسب هاب اعتقادی که باب برچسب زنی های ان به علت ..... این روزها به وضوح باز شده است . امری خیالی و موهوم نیست که بتوان برای همیشه آن را انکار کنند یا بر عکس ، آن را به دروغ جعل کنند یا دیگر گون جلوه دهند . این شیوه که از روش های اصیل امنیتی است اغلب در مراحل اولیه کارساز است، بالا خره مردم هر روز و هر لحظه با مسائل عقیدتی و اعتقادی سر و کار دارند، بنابراین هنگامی که انکار اثر خود را از دست داد ، باید راه توجیه را پیش گرفت ، به قول معروف « رطب و یا بس » را به هم بافتن برای توجیه ضعف ها ، شکست ها ، و ناکامی ها شروع می گردد.
اما روشن است که کارایی این شیوه نیز محدود است ، اینجاست که شیوه عامه پسند تری مثل فرافکنی انتخاب می شود و عمل می کند ، دیگران ، رقیب ها دشمنان ، گروه های موهوم ، وجود توطئه گران ، خارجی ها و ... انتخاب های مناسبی هستند تا همه اتهامات ناقض و متناقض باهم جمع شوند و بر سر آنها آوار شود
در این میان دولت ها یا حکومت های فرافکن می کوشند که تئوری توطئه را تقویت کرده و رواج دهند ، اندیشه های کلیشه ای را در مورد دیگران جا بیندازد، فرافکن ها به دلیل موقتی بودن آثار شیوه فرافکنی، به ناچار در پشت زور اسلحه سنگر می گیرد، و به ایتبداد و سرکوب و ارعاب و وحشت دست می زنند.مشکل فرافکن در این است که ابتدا صرفا برای گمراه کردن مردم و افکار عمومی این شیوه را به کار می برد، اما کم کم خود و طرفدارانش نیز به این اتهامات معتقد می شوند و آن را درست می انگارند و همین امر موجب گیر افتادن خودشان در تارهایی می شود که برای به دام انداختن دیگران تنیده بودند.
فرافکنی یا ناشی از ترس است یا شیادی و کلاهبرداری یا ناشی از هر دو . کسی که می ترسد و اعتماد به نفس ندارد ، قدرت مواجهه با واقعیت و پذیرش ان را ندارد، نمی تواند ببیند که در خطر است ، نمی تواند بپذیرد که خودش گور خودش را کنده ، پس به ناچار از روی ترس فرافکنی می کند. « زنو فوبیا» که بیگانه هراسی است نیز مصداقی از رفتار ناشی از ترس است که اغلب متوجه دیگران ،" بیگانه و دشمن " می شود . در فرهنگ فرافکن "بیگانه" و "دشمن " همان گروه غیر خودی هستند، که فرافکن سعی می کند با محور قرار دادن خود و گروه طرفدارش ، آنان را در ترسی دایمی از غیر خود متحد نگه دارد تا قوام و قدرت خود را شکل دهد ، اینجاست که اغلب تفکرات بسته و فرقه های اندیشه ای شکل می گیرد و فرافکن دچار محدودهای بسته با نظام دیدگاهی خاص می شود که در آن به ترويج ایدئولوژی خود می پردازد، خود را برتر یا برترین معرفی می کند و منحصر به فرد قلمداد می کند و مشکلات و ضعف های خود را متوجه دیگران می نماید . فرافکن می کوشد که میان خود و غیر خود ، تفاوت ها و تمایزاتی را به نفع گروه خویش و علیه دیگری ایجاد کند، و رابطه گروه خود و دیگری را بر اساس نفرت و ترس شکل دهد چرا که قوام و قدرت خود را در تبری از دیگران بزرگ انگاری خود و حذف دیگران و دیگر اندیشه ها و افکار می داند. در این حالت نفرت و ترس از گروه های نزدیک تر به خود بیشتر است تا گروه های دورتر . چرا که آنها خطرناک تر و خطرساز تر اند و امکان جذب گردآمده ها به هسته های دیگر بیشتر است تا هسته های تفکری که از نظر مبانی پایه ای و اساسی تفاوت های فاحشی با نظام پایه ای و مبنای اولیه شکل گیری داشته باشد.
علاوه بر این باید توجه داشت که فرافکنی به واسطه شیادی و کلاهبرداری هم رخ می دهد فرافکن این بار نه از روی ترس ، بلکه کاملا آگاهانه می کوشد که دیگران را گناهکار و مقصر جلوه دهد، آنچه شایسته خودش و صادق در خودش هست را به دیگران منصوب کند، تا بلکه در این میان مفری برای خود بیابد. ترجیح این فرافکنی بر قبلی در این است که فرافکن به دروغ بودن کار خودش واقف است و اگر دیگران را فریب می دهد ، در ابتدا خود را فریب نمی دهد ، اما مشکل این نوع فرافکنی هم در این است که به مرور زمان فرافکن ها هم دروغ های خود را باور می کنند . در این میان بدترین و خطر به ناک ترین نوع فرافکنی از آن آدم های ترسو و شیاد است، که هیچ حد و حدودی را برای اقدامات آنان در این راه نمی توان متصور بود.
فرافکن ترسو می کوشد که ترس خود را زیر پوششی از شجاعت و اعتماد به نفس پنهان کند، اگر کسی شجاع باشد فرافکنی نمی کند و اگر هم چنین کرد ، با شهامت همه موارد را صریح و شفاف بیان می کند، اما کسانی که هر روز از گروه های توطئه گر نام می برند، به این و آن برچسب های نامربوط و ناروا می زنند بی دلیل و مدرک دبگران متهم ومجرم می خوانند ، و... ، کاری جز پوشاندن ترسشان در زیر زورق شجاعت انجام نمی دهند. ترسو ترین ها ها هستند که اتهامات مهم ( مانند آنچه در محاکم قضایی ایران و در جو سازی های تبلیغاتی علیه گروه یا مجموعه ای خاص مطرح می شود) را به صورت گنگ و غیر متعین علیه دیگران بیان می کنند .
فرافکنی وقتی که هزینه چندانی نداشته باشد، به امری رایج تبدیل شده و بنیان اصلاح گری را در فرد و جامعه از میان بر می دارد . در سطح اجتماعی ، یکی از موثرترین راه های افزایش فرافکنی رسانه ها هستند. در غیاب رسانه های آزاد ، فرافکنی چنان رایج و شیرین خواهد شد که هیچ صاحب قدرتی حاضر به صرفنظر کردن از استعمال آن نخواهد بود و این چنین آنچه شایسته خود و حلقه خودی هاست به دیگران و غیرخودی ها منصوب خواهد شد و اگر افکار عمومی در این باب آگاه نباشند چیزی نخواهد گذشت که شاهد . رواج شیوه های توجیه گری ، فرافکنی و در نهاست سرکوب هر کس به غیر از خود فرافکن ها و حذف هر غیر خودی خواهیم بود ....

۱۳۸۸ خرداد ۲۲, جمعه

حرکت برای تغییر– قسمت اول

حرکت برای تغییر– قسمت اول
س. یوسفی (نویسنده و عضو کانون تحلیل سیاسی)

مقدمه
«حرکت برای تغییر»؛ این شعار اصلی ترین کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران البته به جز محمود احمدی نژاد است. لزوم تغییر در لایه های زیرین نظام نیز حضوری غیرقابل انکار دارد و جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی و حتی جنبش های معنوی، فرهنگی و قومی فعال نیز به شکلی چنین آرمانی را دنبال می کنند. اما یکی از اصلی ترین سوالات این است: تغییر از چه به چه؟ البته شاید بگویید جواب بستگی به این دارد که از چه کسی سوال می شود، مردم، دولتمردان غرب، مجامع بین الملل یا....؟ پیش از پرداختن به این سوال ابتدا باید توجه داشت که جهان امروز با رخ هسته ای ایران مواجه است و جامعه ایرانی با رخ طالبانی آن برخورد دارد. حال کدام خطرناکتر است، ایران هسته ای یا ایران طالبانی؟ پاسخ به این سوال نشان خواهد داد که کدام یک باید تغییر کند و البته بعد از یافتن این جواب تازه روشن می شود که آیا این ادعا از دست این چند کاندیدا برمی آید یا نه.
برخی تحلیل گران معتقدند این دیدگاه طالبانی است که ایران را بدل به ایران هسته ای خطرناک نموده. در واقع این ایدئولوژی طالبانیسم در نظام ایران است که قلب حیات و ستون خیمه آن را به دست گرفته و در صورت اصلاح و تعدیل، ایران حتی از نوع هسته ای، دیگر ایران خطرناکی نخواهد بود. از طرفی، ایران هسته ای دغدغه و مسئله سیاستمداران است و نه مردم. ملتی که در جشن های هسته ای خوشحال نیستند و تحریمها را با فشار می پذیرند. اما ایران طالبانی مسئله همه ایرانیان است، زنان، دانشجویان، اقلیتهای دینی، نویسندگان و روشنفکران.
گلوگاه استراتژیک دیگر که توجه به آن در مبحث تغییر در نظام و جامعه ایران حیاتی است دریافتن پاسخ این سوال است که مشروعیت یک نظام در قالب «جمهوری اسلامی» به چیست؟ مسلما پاسخ در همان دو کلمه «جمهوری» و «اسلامی» آشکار است، بدان معنا که از یک سو مردم و از سوی دیگر مذهب، بنیانهای اصلی این حکومت را ساخته اند و به نظر می آید حرکت بنیادین برای «تغییر حقیقی و با ثبات» تنها با در نظر گرفتن همین دو محور قابل انجام خواهد بود. اما بررسی راهکارهای تغییر که تا امروز ارائه شده به روشنی مشخص می کند که در بسیاری موارد و حتی در نگاه کارشناسان خبره امر نیز این کلید طلایی مورد توجه قرار نگرفته است.
آنچه در این مجموعه به آن خواهیم پرداخت توجه به این نکته است که راه را به اشتباه نرویم، اول آنکه مسئله ایران هسته ای نیست یا حداقل اولین مسئله این نیست. مسئله «ایران طالبانی» است که با ایدئولوژی آمده و با همان هم تغییر می کند و دوم انکه این تغییر از هر کسی و با هر روشی بر نمی آید. و سوم، برای تغییر محصولات لازم نیست حتما درخت را ریشه بزنیم کافیست چیز دیگری به آن پیوند بزنیم و با خوراک دیگری تغذیه اش کنیم. جنگ تبرها امروز به کار نمی آید و جز حبس و اعدام خاموش هزینه دیگری ندارد. راه دیگری باید جست و این جستجو هدف این مجموعه تحلیلی خواهد بود.

عصر تاریک ایران
در پي مرگ آوگوستينوس و سقوط امپراتوري روم، دوره‌اي شروع شد كه امروز به «اعصار تاريك» معروف است. در طي آن قرون، كار دانشمندان بيشتر جنبه حفظ و نگهداري داشت و مدتهاي مديد تقريباً هيچ اثر علمي مهم و معتبري بوجود نيامد. شرایط محدود و بسته فرهنگی ایران نشان می دهد که طی دوره گذشته نیز نشانه هایی از شکوفایی فکری در جریان جاری جامعه به ویژه در عرصه تفکر دینی به چشم نخورده و تحجر پیچیده به خرافات، عصر تاریک ایران را به ارمغان آورده.
ساختار مذهبی نه تنها در نظام حاکم بر ایران که در جامعه ایران نیز ساختاری غیرقابل انفکاک است. بخش اعظمی از هویت جامعه و نظام ایران بی اغراق ساخته و پرداخته عقاید و باورهای مذهبی است و از همین رو می توان تغییر و تحولات آن را با جوامعی از همین نوع مقایسه نمود و با بررسی الگویی، راه حل هایی برای «تغییر» یافت که موثرتر از سایر روش ها باشند. این در واقع همان برگ برنده ایست که جریان حامی دولت نهم به خوبی از ان بهره برده است و با ارائه چهره ای مردمی- مذهبی از خود مشروعیتی هر چند موقت و کاذب به دست آورده است. اما همین برگ برنده، پاشنه اشیل این جریان نیز هست چرا که به این ملغمه عنصر افراط گرایی افزوده شده.
شاخصه نظام مذهبی – سیاسی افراطی، حکومت حاکم در قرون وسطی است. تاریخ درباره قرون وسطی می گوید « از نظر سیاسی، دوران رومیها در حقیقت در پایان قرن چهارم به سر رسید. با این حال، اسقف رم رهبر ارشد کلیسای کاتولیک رومی شد و عنوان (پاپ) یافت که در لاتین (پاپا)ست و معنایش آشکارـ و رفته رفته پیروانش وی را جانشین مسیح در روی زمین پنداشتند. رم، بدین ترتیب ، در بیشتر دوران قرون وسطا پایتخت مسیحیت بود.» مطابق همین نشانه ها می بینیم که در جامعه سیاسی-مذهبی و ساختار نظام ایران نیز عباراتی چون «آیت الله» و «نایب ولی عصر» و «سربازان گمنام امام زمان» شکل می گیرد و ایران پایتخت جهان اسلام و به ویژه تشیع معرفی می شود. رحمه للعالمین خواندن احمدی نژاد توسط یک مقام سیاسی، داستان هاله نور، ادعای گرفتن تاییدیه های مختلف از امام زمان و خوابها و رویاهای قدسی که همه مهر تاییدی بر الهی بودن این جریان می زند مطابق همین فرمول ساخته و پرداخته می شوند. اظهار نظر ایت الله خزعلی اعترافی روشن بر چنین دیدگاهی است: «شورای نگهبان وقتی در مورد مسئله ای اظهار نظر می کند و می گوید درست است دیگر تمام شد و اگر گفت باطل است تمام شد.» (روزنامه خرداد. 11/3/78)
جالب توجه است که چنینی دیدگاههایی کاملا در تضاد با عقاید مرتضی مطهری از اصلی ترین پایه گذاران و متفکران این نظام است. او معتقد بود « وابستگی دین به سیاست به مفهوم .... مقام قدسی داشتن حکام اختصاص به جهان تسنن دارد. در شیعه هیچ گاه چنین مفهومی وجود نداشته است. تفسیر شیعه از اولو الامر هرگز به صورت بالا نبوده است.»[1] همین اختلاف دیدگاه نشان از انحرافی عمیق در حرکت انقلاب ایران دارد اما در طول سه دهه فضاسازی ها چنان جایگاه قدسی برای گروهی از زمامداران ایران که بالاخص قشر روحانیت را تشکیل می دهند ساخته می شود که تنها تعیین کنندگان حق و باطل و صاحبان بی قید و شرط مردم معرفی می شوند و صدای اعتراضها در هیاهوی رسانه ها خفه می شود. گرچه همانطور که اکبر گنجی چندین سال پیش اذعان کرد «پروژه مقدس کردن تصمیم گیری ها و قدسی کردن نهادهای اجتماعی نه تنها در مقام نظر تعارض زاست بلکه در مقام عمل مشکل آفرین است. یک نهاد عرفی با نام گذاری قدسی به ساحت قدس صعود نمی کند.» تلاش جالب توجه و بسیار عجیبی طی چند ساله اخیر صورت گرفته تا این پروژه مقدس سازی از حوزه افراد تا روش مدیریت و تصمیمات به شکلی افراطی اجرا شود. توسل به این روش خواه ناخواه نشانه ای از ضعف و نیاز شدید به دریافت مشروعیت از جانب مردم مذهبی ایران بوده است. اما با وجود آنکه در این پروژه حرکتی پرسرعت در پیش گرفته شده است ، تشنگی فعلی جامعه برای تغییر در عرصه های مختلف، بیش از صعود، نشان از سقوط و هبوط این مقدسین دارد.
وضعیت فعلی نشان می دهد که بر اساس همان الگوی قرون وسطایی پیش رفتن، طالبان ایران را به لب همان پرتگاه رسانده است. مرحوم مطهری بر دو خطای عمده کلیسا انگشت گذاشت: «یکی اینکه کلیسا پاره ای معتقدات علمی بشری موروث از فلاسفه پیشین و علمای کلام مسیحی را در ردیف اصول مذهبی قرار داد و مخالفت با آنها را موجب ارتداد دانست. دیگر اینکه حاضر نبود صرفا به ظهور ارتداد کفایت کند و هر کی که ثابت و محقق شد مرتد است او را از جامعه مسیحیت طرد کند بلکه با نوعی رژیم پلیسی خشن در جستجوی عقاید و مافی الضمیر افراد بود و با لطائف الحیل کوشش می کرد که کوچکترین نشانه ای از مخالفت با عقاید مذهبی در فردی یا جمعی پیدا کند و با خشونتی وصف ناشدنی آن فرد یا جمع را مورد ازار قرار دهد.»[2] این دو خطا هر کدام به شکلی توسط طالبان شیعه نیز در حال تکرار است. تقابل شدید و مقاومت ناشی از خشک ذهنی جریان متحجر در حوزه و جلوگیری از طرح و اشاعه قرائتهای متناسب از اسلام با این عصر، در واقع قدم گذاشتن در همان راهی است که هزار سال پیش حاکمان کلیسا رفتند. یکی از بزرگترین اشتباهات این جریان ان بوده که اسلام طالبانی را برگزیده و تقابلی جدی با هر قرائت از اسلام میانه رو را در دستور کار خود قرار داده. اما خطرناکترین و شاید بتوان گفت گام مرگ آوری که در این راه برداشته شده برخورد قهری با جنبش های مردمی بوده که دیدگاههای قوی اعتقادی نیز دارند. این برخوردها طی سالهای اخیر شدت و گستردگی بالایی داشته. کوچکترین اختلاف در عقیده با برخوردهای بسیار سخت سرکوب شده گرچه طی سالهای اخیر ایران شاهد انواع سرکوب و حتی کشتارهای دسته جمعی مخالفان را به خود دیده است اما برخوردهای خشونت بار با جریانهای غیرسیاسی اما مذهبی و معنوی که دارای پایگاه مردمی نیز هستند چیزی کمتر از خودکشی نبوده است. تعصب قرون وسطایی مانع ظهور اندیشه ها می شد و امروز در ایران تحجر طالبانیسم همان نقش را ایفا می کند. آنچه ایران امروز تشنه ان است و فریادش در حنجره دانشجو، زن، هوادار اصلاحات و تغییرات منعکس می شود نیاز به خروج از عصر تاریک ایران است.
اما این خروج و تغییر بنیادین را که اینجا «رنسانس ایران» می نامیم، در کجا و چگونه رخ خواهد داد؟ ما معتقدیم که بعید است با انتخابات و تغییر دولت رخ دهد چرا که اصولا کلید این دروازه به سوی افقهای روشن نه در بین کاندیدا های موجود و نه اساسا در بین دولتمردان ایران است. آلوده شدن ان از ابتدای تولد به قدرت و سیاست آن را از رشد باز می دارد و نتیجه اش مولودی به نامبارکی دولت نهم می شود، همچنان که تجربه 8 ساله دولت اصلاحات آن را ثابت کرد. تغییر را باید جای دیگر جست.
ادامه دارد....

[1] نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر. صدرAAا. ص 26
[2] مجموعه اثار . ج 1. ص 487A

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

غده های سرطانی در پیکره نظام-دشمن شناسی-2

غده های سرطانی در پیکره نظام
دشمن شناسی-2

نفاق جریانی است بسیار کهن، به قدمت جریان حق و باطل. گرچه نفاق را می توان یکی از جریانات منشعب و تغذیه کننده از باطل دانست اما ویژگی های خاص آن و تبعات حضور و ضربه های کارایی که بر پیکره هر جامعه ای(اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی) وارد می کند باعث می شود بتوانیم ان را یکی از اصلی ترین شریانهای منشعب شده از قلب تاریکی و باطل در نظر بگیریم.
یافتن مصادیق آن در طول تاریخ کار مشکلی نیست اما مصداق عینی در نظامی اسلامی و در ساختار و شالوده حکومت دینی، حکومتی که پس از پیامبر و در زمان حضرت علی شکلی تازه یافت را می توان با وضوح بیشتری بررسی کرد. از نگاهی می توان گفت جریان نفاق در اسلام از مسلمانی خاندان سفیان آغاز شد و در زمان علی(ع)، پسران او (خاندان معاویه) داعیه داران و تجسمی عینی از این جریان منحوس شدند. در واقع نفاق آنگاه شکل گرفت که کفر خود را در محاصره حقیقت و در معرض نابودی دید و فریبکارانه پذیرفت تا لباس حق بر تن کند و در واقع با نیرنگی کثیف خود را در پناه حق جای داد تا از آسیب حفظ شود و جان بیمقدارش باقی بماند. آنان به شکل غده ای سرطانی در جامعه اسلامی رشد کردند و اگر قاسطین، مارقین و ناکثین را سه دسته از دشمنان نظام اسلامی به رهبری حضرت علی(ع) بدانیم، می بینیم که بیشترین ضربه ها از طرف معاویون بر این پیکره وارد شد و بعدها نیز در طول دوران امامت سایر امامان نیز حضور منافقانه خلفای به اصطلاح اسلامی که خود را به ناحق امیرالمومنین نیز می نامیدند یکی از اصلی ترین موانع برای ایجاد یک حکومت سالم اسلامی به رهبری امامان شد.
اگر نظام اسلامی را همچون پیکری تصور کنیم، آفتها، بیماریها و حملات مختلف درونی و بیرونی آن را تهدید می کند. انواع میکروبها و ویروسها و اشکال مختلفی از بیماریها ممکن است به بخشهای مختلف آسیب وارد نماید اما اگر بخواهیم در تصویر پیکره زنده، مشابهی قابل انطباق برای جریان نفاق بیابیم می توان گفت بیماری سرطان یک نمونه کامل است. بررسی ویژگی های سرطان و سلولهای سرطانی به ما نشان می دهد که چگونه در ان مصداق عینی تاریخی عمروعاصها و یزیدیان سرطان وار در جامعه ریشه دواندند و در مقاطعی پیکره را تا سرحد مرگ بردند.
سرطان بیماری درونی است که گاهی عوامل بیرونی نیز باعث بروز یا تشدید ان می شوند. فرآیند عمومی ان به این شکل است که سلولهای خود بدن در اثر عوامل معلوم(اشعه ها، برخی ویروسها و باکتریها) یا عوامل ناشناخته به شکل بنیادین (تغیید در ژنها) دچار تغییرات اساسی می شود و ویژگی هایی پیدا می کند که با سلولهای سالم و طبیعی بسیار متفاوت است. تکثیر گسترده، از دست دادن توانمندیهای مفید و تخصصی، استفاده از منابع بدن برای تکثیر و رشد، پنهان شدن از دید دستگاه ایمنی و رشد پنهان برخی از ویزگی های سلول سرطانی شده است.در برخی انواع سرطانها، سلولهای سرطانی خود را سلولهایی سالم و حتی اصلاحگر نشان میدهند و با همین شیوه دستگاه ایمنی بدن را فریب می دهند.[1] می توان گفت از دیدگاهی، منافقین نیز سلولهای سرطانی جامعه اند که کم و بیش دارای همین ویژگی ها هستند. به طور مثال آنان درون خود جامعه هستند و یکی از اعضا محسوب می شوند. در ظاهر هم رنگ جماعتند و در جامعه حضور دارند. به دلایل معلوم یا پنهان، دیدگاه، ایدئولوژی و عقاید و روش عملکردشان با جریان سالم پیکره نظام همخوانی ندارد اما طرح آشکار این مخالفت و تناقض نیز مانع ادامه حیاتشان خواهد شد. به هر حال آنان از بنیان دارای تفاوت و تعارض هستند همانطور که در مثال سرطان به ژنها اشاره شد در موضوع منافقان در جامعه اسلامی در زمان ائمه نیز می توان به تضادهای بنیادین عقیدتی معاویون اشاره کرد.
به جز ویژگی های عمومی یکی از ویژگی های خاص سلولهای سرطانی که مجموع آنها تبدیل به یک غده سرطانی می شود تغذیه و در واقع سواستفاده از منابع و امکانات بدن است. در واقع همین سواستفاده خود باعث شدیدترین آسیبها به بدن و در نهایت مرگ آن می شود. در ادامه به بررسی انواع روشهای منافقین در زمان ائمه می پردازیم که خود نشان دهنده میزان خطر غده های سرطانی نفاق در جامعه خواهد بود.

سرطان نفاق، عوارض وآسیبها
همانطور که سلولهای سرطانی در هر جایی یافت می شوند یا به هر نقطه از بدن اعم از مغز، خون و سایر دستگاهها و اعضا حمله می کنند و از منابع و امکانات حیاتی آن بهره برداری می کنند، منافقان جامعه نیز از انواع حوزه ها برای بقا و گسترش خود سود می جویند. در ادامه اشاره وار به برخی از روشهای آنان می پردازیم:


دین، ابزاری کهن
استفاده از دین و اعتقادات و توسل به مقدسات مردم همواره در طول تاریخ یکی از اصلی ترین و کثیف ترین حربه های زمامداران منافق برای تسلط بر جوامع دینی بوده است. داستان تصرف مصر توسط ناپلئون که خود را احیاکننده ارزشهای دینی اسلام معرفی کرده بود و یا ابلاغیه رضاخان که آمران به معروف و ناهیان از منکر را بر اساس موازین اسلامی! مفسد فی الارض خوانده بود در طول تاریخ مکرر تکرار شده است و می توان گفت هیچ جامعه مبتنی بر اندیشه های دینی از این آسیب و سواستفاده در امان نیست. در زمان حکومت اسلامی علی(ع) قرآن بر نیزه کردن عمروعاص نیز مصداقی عینی از این فرمول ثابت همه منافقان است. در قرآن نیز به موضوع سوگند دروغ خوردن آنان بسیار اشاره شده و به عنون یکی از نشانه های نفاق ذکر شده است.
علاوه بر این روش دیگر سواستفاده از دین و عقاید دینی، معرفی خود به عنوان نماینده دین و مجری اوامر خداوند است. همانطور که تمامی سردمداران کفر پس از پوشیدن لباس نفاق خود و رساندن خود به مسند قدرت خود را امیرالمومنین می خواندند و امام جماعت نمازها می شدند و بسیاری از فجایع را به نام اسلام و حکومت اسلامی به انجام رساندند. همانطور که امروز القاعده و طالبان نیز از همین روش برای تایید اقدامات جنایتکارانه خود استفاده می کنند.
تخریب، تحریف، حذف و ایزوله نمودن مصادیق عینی و حضورهای زنده حق در جامعه یکی دیگر از روشهای معاویون بوده که آن هم با سواستفاده از دین صورت می گرفته. آلوده کردن قصد متعالی حسین (ع) به قدرت طلبی و دستیابی به حکومت نمونه ای از این روشها بوده است.
در واقع به قول یکی از تحلیل گران که در یکی از رسانه ها به این موضوع پرداخته بود:« تا زمانی که دین ابزاری شود در دست افراد بر گرفتن تائید و صلاحیت و دین را همچون ائین نامه های درونی خود تصویب کنند و به دیگران تحمیل کنند ، نتیجه دین تائیدگر و مصلحت اندیش بیش از این نیست و نخواهد بود که دین به صورت ابزاری برای توجیه قدرت و رفتار قدرتمندان تنزل می کند. این در حالی است که این تفکر جبهه مقابل حکومت دینی است در حکومت دینی دین راهنمای دولت است و در دین دولتی ، دین به صورت ابزاری بی مقدار برای تثبیت قدرت حاکمان خواهد شد ....در دین مردمی و پویا و به قول شریعتی دین توحیدی هیچ کس حق دخالت در دین را ندارد و حق ندارد یک قرائت (گاها غلط) را از دین به جامعه تحمیل کند . خداوند در انتخاب دین اجباری قائل نشده .در هیچ کجا نگفته اگر مسلمان نشدند یا برداشت متفاوتی از شما داشتند ان ها را اعدام کنید یا زندانی کنید و یا از حقوق اولیه انسانی محرومشان کنید .اگر بر اساس مبانی دینی و فقهی هم به خواهیم به این منظر نگاهی داشته باشیم خواهیم دید تحمیل یک قرائت و تفسیر از دین در جامعه بر خلاف نص صریح قران و کلام خداوند است .»
به اسم حاکم و حکومت، به کام .....
از آنجا که رهبر و حاکمیت هر حکومت اسلامی دارای مرجعیتی بالا برای کلیه آحاد جامعه است، کم نبوده و نیست سواستفاده هایی که از این حوزه صورت گرفته و می گیرد. در واقع می توان گفت ریشه انواع جعل حدیث و نقل قولهای ساختگی یا تحریف شده از بزرگان هر زمان یکی از نمونه های عملی چنین سواستفاده هایی محسوب می شود. بسیاری از اقدامات غیراسلامی و حتی غیرانسانی دیروز و امروز به حاکمیت نسبت داده می شود تا در صورت اشتباه بودن همه چیز به پای او نوشته شود و در صورت عدم مواخذه عوامل، ادعای عمل به دستورات حاکم اسلامی برجای خود باقی باشد. این نوع سواستفاده معمولا زمانی رخ می دهد که جریان نفاق، جریان حاکم بر جامعه نیست و ضرورت دارد برای توجیه اقدامات خود به عناصری چون راس حکومت و یا منافع حکومت متوسل شود و انها را ظاهرا همسو و همراستا نشان دهد. در این شیوه از آنجا که برای هر عمل متعارض و متناقضی نیازمند مهر تایید است سعی می کند از توصیه ها، عقاید و دیدگاههای حاکم به نفع و در جهت منافع خود استفاده نماید. ترفند خلفای عباسی برای ولیعهد نمودن هشتمین امام به نوعی از چنین تاکتیکی استفاده کرد.

مافیای رسانه ای
چه آن زمان که رسانه ها در واقع گوشهای مردم کوچه بازار و جارچیان شهر بودند و چه امروز که تکنولوژی و تمدن انواع متنوعی از رسانه را در اختیار گذاشته است، بازار سواستفاده از این ابزار که راهی مستقیم به اذهان و افکار عمومی دارد همواره پررونق بوده است. از آنجا که بسیار به این مقوله پرداخته شده تنها به ذکر مصداقی در زمان حکومت علی (ع) بسنده می کنیم اما همین مصداق خود نشاندهنده میزان قدرت، تاثیرگذاری و تخریب و تقلیب حقیقت توسط این ابزار است. سوال تلخ مردم ان هنگام که خبر شهادت علی را در محراب شنیدند پرسیدند که مگر علی نماز می خواند؟ و کسی نبود که بگوید کجایی ای غافل که علی تجسم نماز و قرآن ناطق بود.

به بهانه منافع ملی
بهانه حفظ امنیت و اقدام برای منافع ملی یکی دیگر از روشها و فرمولهای نسبتا ثابت مورد استفاده توسط جریانهای ریاکار در جامعه بوده است. بسیاری از لشگرکشی ها و کشورگشایی های که به نام حفظ امنیت مردم صورت گرفته تنها بهانه هایی بوده برای رسیدن به مقاصد قدرت طلبانه . از آنجا که حفظ منافع ملی برای تک تک افراد جامعه وظیفه ای عمومی و آرمانی است به طور معمول هر گاه که اقدامی نیازمند همراهی و همسویی یا حداقل عدم مخالفت تصمیم گیرندگان یا آحاد مردم بوده است، شعار برای حفظ منافع ملی و برای صیانت از امنیت ملی پر رنگ شده است.

قانون، شمشیری در دست زنگی مست
یکی دیگر از راهکارها یا بهتر بگوییم راههای فرار عواملی که در واقع اقداماتی علیه منافع ملت یا اسلام انجام می دهند سواستفاده از قوانین حاکمه است. تغییر قانون به منظور قانونی کردن اقدامات و مصونیت بخشیدن به ضربات و حملات و آسیبها نیز روش دیگر برای سواستفاده از قانون محسوب می شود. در زمان بعد از حکومت علی (ع)، تغییر قانون و تبدیل کردن زکات به مالیات و خراج یا دریافت هدیه به عنوان رشوه و پر کردن خزانه ها و ثروت اندوزی از بیت المال تنها با تغییر قوانین یا سواستفاده از آنها ممکن شد.


افکار عمومی و ماران ضحاک
سواستفاده از ترسها، نیازها و ناآگاهی و سایر نقاط ضعف افکار عمومی نیز روشی دیگر برای پیش بردن اهداف و قصدها بوده است. تئوری ارعاب و شعار «وحشت بینداز و حکومت کن» طرح جدیدی نیست. کشتار و قتل عام شیعیان در طول تاریخ اسلام در دورانهای مختلف جریان داشته و ایجاد ترس در جامعه و قدرت نمایی به اشکال مختلف به منظور سرکوب حرکتها و جریانهای پویا به طور معمول به کار گرفته می شده. بسیاری از خلفای عباسی نیز از این روش برای تحت حاکمیت گرفتن مردم و کنترل انها استفاده نمودند.

پیامدها و خرابی ها
دین گریزی، سلب اعتماد،تخریب وجه رهبری و حاکمیت اسلامی، تحریف و مخدوش نمودن حقایق دینی، آسیب پذیر کردن پیکره نظام در برابر حملات بیرونی تنها برخی از خرابی ها و پیامدهای حضور فعالانه جریان نفاق در جامعه است. نفاق غده ای سرطانی است نیازمند جراحی، شیمی درمانی، قطع رگهای حیاتی غده، ایزوله سازی و خلاصه راههای متعدد اما کم آسیبی که با کمترین عوارض منجر به حذف این غده از پیکره شود و البته اسکن و معاینه مداوم پیکره نیز برای تشخیص به هنگام و پیشگیری از حضور و رشد مجدد سلولهای سرطانی مقوله ای اجتناب ناپذیر است.

س. یوسفی (محقق و پژوهشگر)

[1] و چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید، گویند تنها ما اصلاح گرانیم.-بقره-11

۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

عنکبوتیان در تارهای توهم





عنکبوتیان در تارهای توهم


نگاهی نو به آیات مرتبط سوره عنکبوت و منافقون با محوریت شناخت جریان نفاق، دیدگاهها و دکترینها

دشمن شناسی- 1
قسمت اول : بررسی «دکترین توهم توطئه» از دیدگاه قرآن

هشدارهای خداوند در قرآن به شکل ویژه معطوف به اصلی ترین خطرات در کمین انسان است. هشدار در مورد شیطان، هشدار در مورد غفلت و این بار در آیات سوره مبارکه منافقون هشداری جدی به پیامبر در حوزه دشمنان بیرونی؛ منافقان. در این مجال و اگر خداوند خواست در فرصتهای بعدی، به بررسی ویژگی ها، روشها و دکترین های دشمنی خواهیم پرداخت که به نظر می رسد با توجه به تاکید خداوند یکی از اصلی ترین دشمنان بیرونی محسوب می شود. در مورد منافقین آیات بسیاری در جای جای کلام خداوند آمده است اما سوره منافقون سوره ایست که به شکل ویژه به این گروه از دشمنان اختصاص دارد لذا برای شروع مبحث دشمن شناسی ابتدا به این سوره نگاهی می اندازیم و سپس از آنجا که در سوره عنکبوت نیز به این گروه اشاره شاخصی شده است و در مثالی قابل تامل به عنکبوت اشاره شده است به منظور بازگشایی بیشتر به این مثال الهی نظری می اندازیم. در این مقاله و قسمت بعدی آن با 3 روش تفسیر عبارات و کلمات، بازگشایی تمثیل و مقایسه تطبیقی با مصداق عینی(در قسمت دوم)، سعی در تفکری پویا در آیات قرآن خواهیم داشت.

نشانه شناسی جریان نفاق
چون منافقان نزد تو آمدند، گفتند ما گواهی می دهیم که تو رسول خدایی! خدا می داند که تو رسول اویی، و خدا گواهی می دهد که منافقان دروغگو هستند (1) قسم های دروغ خود را سپر جان خویش قرار دادند تا بدینوسیله راه خدا را ببندند. آنها کار بسیار بد و ناشایستی می کنند (2)برای آن که انها پس از ایمان آوردن باز کافر شدند، بدین جهت بر دل هایشان مهر نهاده شد تا به درک درستی نرسند (3) چون منافقان را مشاهده کنی کالبد جسمانی آنان تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند به سخن هاشان گوش فرا دهی، گویی که چوبهای خشک بر دیوارند و هر صدایی را بر زیان خود پندارند. اینان دشمنان تو هستند از ایشان برحذر باش، خدایشان بکشد چگونه از حق بازمی گردند(4) [ منافقون]
و از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: «به خدا ايمان آورده‏ايم!» اما هنگامى كه در راه خدا شكنجه و آزار مى‏بينند، آزار مردم را همچون عذاب الهى مى‏شمارند (و از آن سخت وحشت مى‏كنند); ولى هنگامى كه پيروزى از سوى پروردگارت (براى شما) بيايد، مى‏گويند: «ما هم با شما بوديم (و در اين پيروزى شريكيم)»!! آيا خداوند به آنچه در سينه‏هاى جهانيان است آگاه‏تر نيست؟! (10) مسلما خداوند مؤمنان را مى‏شناسد، و به يقين منافقان را (نيز) مى‏شناسد. (11) [عنکبوت]
با توجه به تاکید بر پنهان نگاه داشتن عقاید اصلی که یکی از ویژگی های انفکاک ناپذیر منافقان است بررسی موشکافانه ویژگی ها ضروری به نظر میرسد. از سویی دیگر وارد کردن اتهام نفاق بر دیگران نیازمند دلایل بسیار محکم می باشد لذا نشانه شناسی این دسته می تواند یکی از پایه های دشمن شناسی محسوب شود. در آیات ابتدایی سوره منافقون و عنکبوت به نشانه های رفتاری و عملکردی این دسته اشارات روشنی شده است.
خداوند از آنان به عنوان جمعی یاد می کند که :
به ظاهر تو را تایید می کنند و بر این امر شهادت می دهند
سوگند دروغ می خورند و آن را سپر حفظ جان (و منافع) خود قرار می دهند
راه خدا را می بندند، آن هم به وسیله سوگند به نام او
ایمان آورده اند و بعد از آن کافر شدند (حجت بر آنان تمام شده است)
مهر خورده اند و دیگر راهی برای درک حقیقت ندارند
ظاهر آنان (شاید از حیث قدرت و در دست داشتن ابزار) تو را متعجب می کند اما آن هنگام که با سخن گفتن خود را آشکار می کنند شبیه چوبهای خشک در دیوارند
هر صدایی را به زیان خود می پندارند
تا هنگام مصلحت با شما می مانند و در سختی رهایتان می کنند
این ها همه در سینه هایشان پنهان است

نفاق و دو رویی در ظاهر و باطن یکی از ویژگی های کلیدی منافق است. در ظاهر دوست و در باطن دشمن، گرگ در لباس میش و حتی چوپان و امروز با تو و فردا علیه تو، عنصری جدانشدنی از شخصیت و هویت فرد منافق است. به دلیل همین ویژگی، دشمن شناسی این دسته به سادگی امکان پذیر نمی باشد. او در مقابل تو شمشیر نمی کشد بلکه باید منتظر خنجری باشی که از پشت سر و با استفاده از غفلت و فریب تو بر تو وارد می کند. شاید روزی که دستش رو می شود آشکارا در مقابلت بایستد اما تا قبل از آن همه خدعه ها، نیرنگها و فریبها را به کار می برد تا مانع کنار رفتن پرده هایی شود که او خود وخواسته هایش را پشت آن مخفی کرده است. پس منافق پر فریب است و جریان نفاق عمدتا و حداقل تا زمانی معلوم در « پشت پرده».
منفعت طلبی به هر قیمت و از هر راهی ویژگی دیگر منافق ذکر شده است. در این بخش خداوند به صراحت به این موضوع می پردازد که منافق برای حفظ منافع خود به بالاترین و مقدس ترین نقاط اعتقادی تو متوسل می شود تا از ان طریق خود و منافعش را از گزند محفوظ بدارد. در این راه او به سادگی و مکررا به سوگند دروغ پناه می برد و از غیرت تو بر کلام و نام خدا سواستفاده می کند. این سواستفاده در واقع ابزاری است برای بستن راه خدا.
زیرا که اگر راه خدا باز بماند نور حقیقت پرده های باطل را می درد و آنچه در پشت آن پنهان است را آشکار می کند بنابراین ویژگی دیگر منافق آن است که با توسل به هر وسیله ای حتی کلام خدا از آشکاری خدا و حقایق الهی جلوگیری می کند.
نادانی و حماقت و عدم امکان درک و فهم، نشانه دیگری است که موکدا ذکر شده است. اینکه انان مهر خورده اند و لذا دیگر امکان درک درست و فهم و پذیرش حقیقت را ندارند و این صفتی است که بارها در موضوع منافقان به آن اشاره شده است. این موضوع تا آنجا پیش می رود که خداوند به پیامبر می فرماید چه آنان را نصیحت کنی و چه اندرز ندهی تفاوتی به حالشان ندارد و در واقع با این راهنمایی نشان می دهد که راه گفتگو و سعی در بازگرداندن انان به راه درست، روشی بیهوده خواهد بود چرا که آنان اگاهانه مسیر باطل را می پیمایند.
در بخش بعدی خداوند به این مطلب اشاره می کند که ظاهر آنان تو را متعجب می کند. از یک نگاه شاید بتوان این طور برداشت کرد که ممکن است ظاهر منافق یعنی ابزار و قدرت ظاهری که در اختیار دارد بسیار قوی جلوه کند اما این تنها جلوه ای ظاهری است چرا که اگر به خوبی بشناسیشان مانند چوبهای خشک در دیوارند. چوب خشک شاید در ظاهر بزرگ و قوی جلوه کند اما در واقع چوبی مرده است که به سادگی در برابر تبر حقیقت تکه تکه خواهد شد.

توهم توطئه؛ توطئه توهم
در بخش بعدی خداوند با عبارتی بسیار ساده اما جالب توجه به ویژگی از منافق اشاره می کند که در آیات و سوره های دیگر کمتر به آن پرداخته است. خدواند می فرماید« و هر صدایی را بر زیان خود پندارند.». این ویژگی در واقع توضیحی است ساده برای یکی از دکترین های مطرح امروز در دنیای سیاست : «دکترین توهم توطئه».
در یکی از تعاریف در مورد این دکترین آمده است که «تئوری توطئه یا تفکر مبتنی بر توطئه باوری به پارادیمی از تجزیه و تحلیل وقایع اطلاق می شود که در فرایند آن وقایع و حوادث مختلف به روش ذهنی و اساسا بر مبنای پنداری غالبا موهوم به یک عامل و علت عمده تجزیه و تحلیل می شود و به عوامل دیگر در وقوع رخداد ها توجه نمی شود. دیدگاه سیاسی این تئوری بیان می دارد که ارائه دهنگان تحلیل های مبتی بر توطئه باوری به طور آگاهانه و عمدی و البته با ایجاد دشمنی فرضی و تبلیغات گسترده از این ابزار برای رسیدن به مقاصد و اهداف سیاسی خود استفاده می کنند و با مقصر جلوه دادن آن در ارتباط با حوادث و مشکلات و ارائه انواع تفسیر ها مبتنی بر دسیسه ها و توطئه های دشمنان سعی می کنند در جامعه همبستگی (کاذب) سیاسی و اجتماعی (به سود منافع و مقاصد خود) ایجاد کنند یا برای سرپوش گذاشتن به مشکلات (و اشتباهات) خویش اذهان را به سوی دیگران منحرف سازند.»
عبارت «و هر صدایی را بر زیان خود پندارند» علاوه بر معرفی و طرح یکی از دکترینهای جریان نفاق، در ریشه یابی این نوع نگاه و به تبع ان دریافت شناختی عمیق تر و لایه ای تر از منافقان به کار می اید. در تضاد با عبارت قبلی که به ظاهر قدرتمند انان اشاره دارد در این عبارت تصریح می شود که منافقان بسیار ترسو هستند و با وجود در اختیار داشتن ابزار قدرت از هر صدایی می ترسند و از انجا که در تارهای عنکبوتی توهمی مرگ آور گرفتارند (و البته خود به تولید و گسترش ان می پردازند) هر صدایی آنان را به وحشت می اندازد و هر حرکت و حضوری را علیه خود تصور می کنند. در دکترین توهم توطئه به این موضوع نیز اشاره شد که معتقدان به این تئوری برای به مقصود رسیدن دیگران را نیز با ابزاری چون تحلیل های جهت دار و تبلیغات دروغین و وسیع با توهم خود همراه کرده و در این همراهی به القا تفکرات تاریک و اباطیل توهمی خود می پردازند.
اساسا چه از منظر مدرن امروز ان را توهم توطئه بنامیم چه با عبارت ساده کلام خداوند مطلب را بررسی کنیم در هر حال به یک ریشه مشترک خواهیم رسید. ریشه ای که سایر ویژگی ها و صفات منافق نیز از آن سرچشمه می گیرد: « ترسی عمیق از حضور و آشکاری حق». این ترس عمیق که خود ناشی از وقوف منافق بر بیراهه رفتن و خطا کردن است باعث سایر رفتارهای او شامل استفاده ابزاری از نام خداوند، دو رویی،جعل و تحریف و بدعت، بستن راههای آشکاری حقیقت و جهل و نادانی ابدی است.
در ادامه و به منظور بازگشایی و فهم بیشتر به سراغ مثالی می رویم که خداوند برای این دسته اورده است. او انان در دسته ای از حشرات با عنوان «عنکبوتیان» جای داده است.


عنکبوتیان سست بنیان[1]
مثل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده؛ در حالى كه سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند! (41) [عنکبوت]
بررسی ویژگیهای عنکبوت و البته به شکل ویژه خانه عنکبوت در این تمثیل الهی ابعاد و زوایای دیگری از ویژگی های منافقان را باز کرده و در مواردی نیز ویژگی های قبلی را از زاویه ای جدید طرح می کند. در بررسی ریخت شناسی عنکبوت ویژگی های منحصر به فردی وجود دارد که قابل انطباق با صفات ذکر شده برای منافقان است. عنکبوتیان با وجود داشتن 8 چشم از بینایی ضعیفی برخوردارند و بسیار نزدیک بین هستند. با وجود داشتن 8 دست و پا اما بی دست و پایی و ضعف در حرکت، آنان را به تارهایی که می تنند وابسته کرده است. علاوه بر این ظاهر عنکبوتیان، رنگ و کرکهای روی بدن و ساختار دهان، هیبتی ترسناک به این حشره داده است.این ویژگی ها یاداور همان عبارتیست که درباره ظاهر متعجب کننده منافق در سوره منافقون ذکر شده بود.
در مقاله دکتر صلاح رشید به نکات جالب توجه دیگری در مورد عنکبوت و دلیل طرح این مثال اشاره شده است. او در این مقاله می گوید : «در مورد آيه 41 سوره عنکبوت "ان اوهن البيوت لبيت العنکبوت" تامل و توقف کردم و سپس به کتاب هاي تفسير مراجعه نمودم. همه اين تفاسير بر اين موضوع اتفاق داشتند که مقصود از " بيت العنکبوت" در اين آيه، همان بيت مادي يعني "خانه" است که عنکبوت به عنوان محل سکونت خود انتخاب مي کند. در تفسيرها اين خانه را ضعیف و سست توصیف کرده اند اما علوم جديد ثابت کرده اند که تارها - بافته هاي- عنکبوت از قويترين بافته هاي طبيعي است و سختي آن از سختي آهن محکم، محکم تر است. تا آنجا که به نام "آهن حيواني" خوانده مي شود. خانه عنکبوت از قويترين خانه هاست که از ناحيه استحکام بافت آن مشهور است؛ از اين رو مي تواند در برابر بادهاي شديد مقاومت کند و در تارهاي خود شکارهاي عنکبوت را نگهداري نمايد به طوري که نمي توانند از آن جدا شوند.» نویسنده در این جا در صدد بازگشایی این تناقض ظاهری برمی آید و با بررسی بیشتر می کوشد معنایی عمیق تر از آیه را در یابد.
او در ادامه به بررسی لغوی کلمات می پردازد و در می یابد که واژه "اولياء" و معناي ولايت در کتب لغت عربي گويا ولايت به تدبر و قدرت و انجام کار اشاره دارد و معناي واژه "بيت" در کتب لغت عربي، به همسر مرد و خانواده اش گفته مي شود. سپس نتايج پژوهش هاي علمي در مورد عنکبوت را مطرح می کند و طبق یافته های علمی به این موضوع می رسد که « شبکه اي که عنکبوت ايجاد مي کند قدرتي دارد که ممکن است بتواند زنبور عسل را- که حجم آن چند برابر عنکبوت است- بدون اين که آن شبکه تحت تاثير قرار گيرد يا پاره شود، متوقف کند، در حالي که آن زنبور سرعتي حدود 32 کيلومتر در ساعت دارد. یک شرکت اقدام به توليد تارهاي عنکبوت کرده است تا از آنها نخ هاي پزشکي و طناب هايي براي صيد ماهي ها و لباس ضد گلوله بسازد. ساکنان جزاير "سلمون" نيز در قديم به ساخت تورهاي ماهيگيري از نخ هاي عنکبوت مي پرداختند.بدين ترتيب روشن است که "بيت عنکبوت"- به معناي خانه عنکبوت- از قويترين مخلوقات مشهور است. اگر قويترين آنها نباشد.»
به نظر می رسد از نگاهی می توان با این مقایسه به این نتیجه رسید که ابزار در دست منافقان نیز می تواند از قوی ترین ابزارها باشد اما برای عنکبوتیان تنها امکان به دام انداختن حشرات توسط این دامها وجود دارد و مسلم است که آنها هرگز یارا و توان اسیر کردن پرندگان را نخواهند داشت. از نگاهی دیگر شاید بتوان گفت از آنجا که منافقان از کلام خدا و سوگند به آن استفاده می کنند بنابراین قوی ترین و محکم ترین ابزار را به خیال خود در دست دارند. اما در ادامه مطالب جالب دیگری در مورد حقايق علمي در مورد زندگي عنکبوت ها و روابط اجتماعي آنها در مقاله مذکور ذکر می شود: «عنکبوت ها، گروهي هستند که در جهان بيش از سي هزار نوع آنها وجود دارد و در حجم و شکل و روش زندگي متفاوت هستند؛ روش زندگي فردي همراه دشمني با يکديگر در آنها غالب است و انواع اندکي از آنها يافت مي شوند که به صورت دسته جمعي زندگي مي کنند.جثه عنکبوت هاي ماده از نرها بزرگتر است: غالباً فقط در هنگام ازدواج همديگر را ملاقات مي کنند و عنکبوت نر قبل از عروسي، اقدام به رقص ها و حالات مشخصي در برابر عنکبوت ماده مي نمايد که مقصودش جلوگيري از غريزه دشمني عنکبوت ماده است. هنگامي که آميزش آنها تمام مي شود، عنکبوت نرغالباً در لانه باقي مي ماند و اقدام به پنهان شدن از عنکبوت ماده مي کند، چرا که مي ترسد او را بکشد. کشتن عنکبوت نر بعد از تمام شدن آميزش جنسي، در بين بسياري از عنکبوت ها اتفاق مي افتد؛ مشهورترين اين عنکبوت ها "بيوه سياه" است. در برخي از انواع آنها، عنکبوت ماده، عنکبوت نر را رها مي کند تا هنگامي که فرزندان از تخم خارج مي شوند، اقدام به قتل او کنند و او را بخورند. در انواع ديگري از عنکبوت، مادر، اقدام به تغذيه فرزندان کوچکش مي کند تا اين که بزرگ مي شوند و مادرشان را مي کشند و مي خورند. از اين مطالب روشن مي شود که نظام اجتماعي و روابط خانوادگي عنکبوت، بر اساس مصالح موقت است، به طوري که هر گاه اين مصالح تمام مي شود، دشمن همديگر مي شوند و برخي، برخي ديگر را مي کشند.اين دشمني شديد فقط بعد از اتمام مصلحت ها جلوه گر مي شود و روابط سست و ضعيف بين افراد خانواده عنکبوت آن را سست ترين خانواده ها در ميان آفريده شدگان مشهور قرار مي دهد.»
نویسنده در ادامه به تفسیر واژه اولیا می پردازد و می نویسد:« برخي مفسران برآنند که منظور از "اولياء" در اينجا بت هاي ساختگي و بت هاي پليد هستند. ولي با مراجعه به مواردي که واژه "اولياء" در قرآن آمده است در مي يابيم که آيات قرآن در بيست مورد از سي و سه مورد، تصريح کرده که آن اولياء، از زندگان (مثل کافران و...) هستند و هيچ آيه اي از آيات قرآن کريم تصريح نکرده که "اولياء" از بت هاي ساختگي و بت هاي پليد باشند و اين مطلب همسويي معناي "ولايت" است. همانطور که در لغت عرب وارد شده بود، معناي "ولايت" ياري است که اشاره به تدبر، قدرت و انجام کار دارد و "ولي" همان دوستدار، دوست و ياور است و اين کارها و تصرفات از جمادات صادر نمي شود. از طرفي، جهت شباهت، در مثالي که در قرآن زده شده است، به طور جدي واضح مي شود، چون کساني که غير از خدا را دوستان و ياوران خود انتخاب مي کنند فقط براي انجام مصلحت هاي دنيوي است که به چنين انتخابي دست مي زنند و هنگامي که اين مصلحت ها تحقق يافت، يا در دنيا و يا در آخرت دشمن يکديگر مي شوند. همانطور که بيان کرديم، اين روابط موقت و مصالح آني بر عنکبوت و خانواده او منطبق است. از طرف ديگر، بين کساني که غير از خدا را دوستان و ياوران خود انتخاب مي کنند و بين عنکبوت و بيت او (= مسکن او) تفاوت بسيار مي يابيم. از اين جهت که رابطه بين کساني که غير خدا را دوست و ياور مي گيرند رابطه بين زندگان است و آن رابطه محبت و دوستي و ياري گري است و اين مطلب بدان سبب است که معناي "ولايت" (در اولياء) تحقق يابد. اما روابط بين عنکبوت و خانه مادي او (مسکن) رابطه بين موجود زنده و جماد (موجود غير زنده) است؛ پس در اينجا معناي "ولايت" به معني دوستي و ياري گري تحقق نمي يابد، چون جمادات، نيروي تدبر، اعمال قدرت و انجام کار ندارند. در اين آيه يکي از موارد اعجاز علمي قرآن جلوه گر مي شود؛ اين حقايق- از خانواده و حيات عنکبوت ها- جديداً کشف شده که خانواده عنکبوت سست ترين خانواده هاست و قرآن کريم بيش از هزار سال قبل از اکتشاف آن- توسط بشر- به اين حقيقت اشاره کرده است.»
با بررسی بیشتر این مثال زنده ویژگی ها، روشها و نحوه عملکرد منافقین بیش از پیش آشکار می شود و نشانه ها و دلایل محمکتری برای شناسایی این دشمن در اختیار قرار می گیرد. ویژگی های دیگری چون تار تنیدن و طعمه را در تار پیچیدن که مصداق بارز در دام توهم انداختن و اسیر کردن طعمه است و زهر دار بودن که باعث خواب و سپس مرگ طعمه می شود، ایزوله و پنهان بودن و ویژگی همنوع خواری، همگی نمونه هایی است که می توان مصادیق آن را در عملکرد منافقانه برخی جریانها بازیابی نمود.

س. یوسفی (محقق و پژوهشگر)


[1] در بررسی این موضوع از مقاله ای به قلم دکتر صلاح رشید استفاده شده است. مقاله مذکور حاوي نکات تازه اي درباره آيات 41-43 سوره عنکبوت است. نویسنده این مقاله مثال عنکبوت را مورد بررسي تفسيري و علمي قرار داده و تفسير تازه اي از آن را ارائه مي کند. مترجم اين مقاله دکتر محمد علي رضايي اصفهاني، عضو هيئت علمي مرکز جهاني علوم اسلامي و پژوشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و نيز رئيس هيئت مديره انجمن علمي قرآن پژوهي و مدرس حوزه و دانشگاه است.